فریاد سکوت

روز زن مبارک.......
نویسنده : سارا - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱٤ تیر ۱۳۸٦
 

*کاشکی می شد بهت بگم چقدر صدات و دوست دارم....

چقدر مثل بچگیام لا لاییات و دوست دارم.....

 

 

 

روز مادر بر همه مادران دنیا مبارک!

 

 


 
comment نظرات ()

 
پدرم علیه اسلام
نویسنده : سارا - ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳۸٦
 

سهراب نیستم و پدرم تهمتن نبود. اما زخمی در پهلو دارم. زخمی که

 به دشنه ای تیز، پدر، برایم به یادگار گذاشته است.

هزار سال است که از زخم پهلوی من خون می چکد و من نوشدارو

 ندارم.پدرم وصیت کرده است که هرگز برای نوشدارو برابر هیچ

 کیکاووسی، گردن کج نکنم و گفته است که زخم در پهلو و تیر در

 گرده، خوشتر تا طلب نوشدارو از ناکسان و کسان. زیرا درد است

 که مرد، می زاید و زخم است که انسان می آفریند.

پدرم گفته است : قدر هر آدمی به عمق زخم های اوست. پس زخم هایت

 را گرامی دار. زخم های کوچک را نوشدارویی اندک بس است،

 تو اما در پی زخمی بزرگ باش که نوشدارویی شگفت بخواهد،

 و هیچ نوشدارویی، شگفت تر از عشق نیست.

و نوشداروی عشق تنها در دستان اوست.

او که نامش خداوند است.

پدرم گفته بود که عشق شریف است و شگفت است و معجزه گر.

اما نگفته بود که عشق چقدر نمکین است و نگفته بود او که نوشدارو

 دارد، دست هایش این همه از نمک عشق پر است و نگفته بود که

 او هر که را که دوست تر دارد ، بر زخمش از نمک عشق بیشتر می پاشد!

زخمی بر پهلویم است و خون می چکد و خدا نمک می پاشد.

من پیچ می خورم وتاب می خورم و دیگران گمانشان که می رقصم !

 من این پیچ و تاب را و این رقص خونین را دوست دارم، زیرا به یادم

می آورد که سنگ نیستم ، چوب نیستم ، خشت و خاک نیستم،

که انسانم.پدرم وصیت کرده است و گفته است: از جانت دست بردار.

 از زخمت اما نه ، زیرا اگر زخمی نباشد، دردی نسیت و اگر دردی

 نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود و اگر در پی نوشدارو نباشی،

 عاشق نخواهی شد و عاشق اگر نباشی ، خدایی نخواهی داشت...

دست بر زخمم می گذارم و گرامی اش می دارم، که این زخم عشق است

و عشق، میراث پدر علیه السلام است.

عرفان نظر آهاری


 
comment نظرات ()