فریاد سکوت

صدای باد می آید....
نویسنده : سارا - ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢٤ امرداد ۱۳۸٦
 

آفتاب است و بیابان چه فراخ!

دوستای عزیز تا چند وقت اینجا رو آپ نمی کنم .

 نمی دونم خیلی دیر...خیلی زود...

اگه خود خدا بخواد بازم بر می گردم.

من مسافرم ای بادهای هموار!

مرا به وسعت تشکیل برگ ها ببرید!

اگه نبم نگاهی به اینجا انداختین، رو به آسمون چند ثانیه برام دعا

کنبد ..از خدا برام برکت بخوایید، خیلی به این دعا نیاز دارم.....

لبها می لرزند.

شب می تپد.

جنگل نفس می کشد.

پروای چه داری؟؟؟؟

بدرود....

 


 
comment نظرات ()