بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین

روزها از پی هم می دوند..ثانیه ها لحظه ای از تعقیب هم دست بر نمی دارند.

و عمر من یک روز به پایان خویش نزدیک می گردد.نمی دانم شمارش را

چه وسیله ای کفاف است؟انگشت دستانم؟دستانم و پاهایم ؟ یا چند دسته

هزارتایی گندم؟

تا کنون هشت هزاروهفتصد و شش روز از زمانی که قدم بر زمین گذاشتم

 می گذرد و من همچنان در جستجوی حقیقت زندگی....

گاه آنچنان گام هایم استوار و نفس هایم منظم و نگاهم از عشق لبریز است

که آسمان و کیهان و کهکشان و وسعت زندگی در ثانیه ای از نگاهم جا می شود

و گاه آنچنان خسته و ناتوان در راه می مانم که دیده ام فقط سایه درختی را

جستجو می کند و بس...

و خسته و خسته و خسته پیچ بعدی راه را می نگرم.

چشم هایم بسته است...آفتاب می درخشد...تکه ابری بر وسعت زمین سایه

کوچکی نگاشته....جیرجیرک می خواند...پرنده نیز هم...

همچنان آرمیده ام .کلاهی بر صورت...چسمانم تاب آفتاب را ندارد.

همه چیز سرود خویش را می خواند.

خورشید می رود و ماه می آید...

باز هم همه می خوانند....

و من وخویشتن خویش همچنان در اندیشه غرقیم.....

/ 33 نظر / 68 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرنوش

قدمهات همیشه استوار زیبای من متبارک از عشق باشی برکت باشد

pablo

سلام وبلاگ خيلی زيباست سر زنده باشيد

سيامك

سلام با مطلبی از بودي دارما به روزم راستی واقعا يادت می آيد روزی را که به زمين پا گذاشتی

امين

واژه ي سفررا در قاب تنهايي به ديوار اتاق خاطراتم ميخکوب ميکنم.زندگي ام بوي غربت و بي قراري گرفته است.حالا ديگر کوچ کردن تبلور زندگي است. رفا قت ها پوچ و تو خا لي است.سرزمين خاطره خشک و يخ زده و فرسوده شده است.لبخندها چقدر سرد و بي روح است. تحمل نگاه بي رمق دوستان چقدر زجر آور شده است.ديگر اکنون مرگ روح و مرگ انسانيت و مرگ رفاقت ساده نيست. من به چشم خويش ديدم مرگ خوبي ومهرباني و تبسم را... من به چشم خويش ديدم اشک مرد خسته ي پر درد را... من شنيدم که کلاغي جاي بلبل در قفس آواز جدايي را مي خواند... من مرگ خاموش قناري را خدايا ! به چشم خويش ديدم ديگراکنون مرگ باورها برايم ساده نيست.روح من بيدار و تب دار است. آري بايد رفت.بايد رفت و به اندازه ي همه تنهايي را در آغوش کشيد.بايد خود را ساخت.براي تولدي ديگر براي زندگي ديگر........\ زیباست آنچه در کلام شماست.

گوگولی

وبلاگ ما تازه باز شده اگه نميخوای دل ۱ گوگوليو بشکونی ۱سر بزن

گوگولی

´´´´´´´´´´´´´´¶´¶¶´¶¶ ´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶ ´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶ ´´´´´¶¶´´´´´´´´...´´´´´´´´´´¶¶ ´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶ ´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶ ´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´¶ ´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´¶ ´¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´¶ ´¶´´´´´´´´´´´´¶¶´¶´´´´´´´´´´´¶´´´¶ ´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶´´´´¶ ´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶´´¶´´´´¶ ´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶´¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶ ´´¶¶´´´´´´´¶´´´´´¶´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶¶ ´´´¶¶´´´´´´¶´´´´¶´´´´¶¶¶¶´´´´´¶ ´´´´¶´´´´´´¶´´´¶´´´´´¶´´´´´´´¶ ´´´´¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´¶´´¶¶ ´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´¶ ´´´´´¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´¶ ´´´´´´´´¶¶¶´´´´´¶¶´´´´´´´¶¶ ´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´ ´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´¶¶´¶ ´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´¶´¶¶ ´´´´´´´´´¶´´¶¶´´´´´¶´´´¶ ´´´´¶¶¶¶¶¶´¶´´´´´´´¶´´¶´ ´´¶¶´´´¶¶¶¶´¶´´´´´´¶´´´¶¶¶¶¶¶¶ ´´¶¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´¶´¶¶´´´´´¶¶ ´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´´¶ ´´´¶¶´´´´´´´´´¶´´´¶´´´´´´´´´´¶ ´´´´¶

سيامك

سلام «» من آپم بيا به باغ همسفران »

pegah

salam aziz mamnoon ke be ma sar zadid man jedan na baraie tarof baiad begam khili matalebeton ro dost daram pegah

احسان

نوشته هات خیلی قشنگه روزگارت به شادی باشه