درود

بیابان فراخ بود و آسمانش آبی . نیمه شب سرد بود و سوز بر استخوانهایم

 شبیخون می زد...اما پر ستاره بود و راز گونه...مرا گفتند ، گر مرد رهی تو را

توشه ای نهیم .....

توشه بنمودند و بیابان مرا چه ها آموخت....

سلام.

از همه ی دوستانی که به من در تمام این مدت لطف داشتن ممنونم...

سزاوار الطاف زیادی که به من روا داشتید نبودم. 

سارا

/ 2 نظر / 5 بازدید
Silent Shout

سلام ای خاموش. ای سکوت ای مادر فريادها من نيز سکوت خود را گم کرده ام و در اين هياهو گم شده ام... به من نيز سری بزن ، شباهتی ميان نام من و توست.. . .